1033 حضرت قاسم (ع) مجلس آماده روضه ۱
بسم الله الرحمن الرحیم
رباعی صلوات
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
دعای سلامتی امام زمان(عج)
اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن
صلواتک علیه و علی آبائه....
********
غزل امام زمان(عج)
سزای دلخوشی ام را به یک نگاه بده
فقط جواب سلامی تو گاه گاه بده
همیشه نیست حواسم به تو بسی خجلم
برای لحظه ی غفلت مرا پناه بده
اگر که توبه شکستم مرا مکن تنبیه
دوباره فرصت جبران اشتباه بده
به استغاثه صدایت کنم مرا دریاب
جواب ناله ی افتاده ای به چاه بده
بیا که مکه و مدینه،نجف تو را خوانند
جواب مادر خود را به سوز و آه بده
بگو انا ابن حسین شهید،انا المهدی
بیا و نعره ی حی علی الصلاة بده
یابن الحسن یابن الحسن
}{}{}{}{}{}{}{}{
به نیابت از شهدا و اموات از همین راه دور سلامی عرض کنیم به محضر مولای مظلوممان ؛ آقا اباعبدالله الحسین ...
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت .....
***********
شعر قاسم(ع)
از کنج لبش عسل زمین می ریزد
کرده فوران که اینچنین می ریزد
همراه عسل گر که دهان بگشاید
اسماء خداوند مبین می ریزد
تا حرف شهادت به وسط می آید
از چشم ترش درّ و نگین می ریزد
از چهره دشمنان او تردید و
از صورت ماه او یقین می ریزد
از بس که حیا می کند از روی عمو
دارد عرق از روی جبین می ریزد
خرسند تر از همیشه شد وقتی که
فهمید که خون به پای دین می ریزد
شمشیر که می زند میان میدان
از اشک ملائک آفرین می ریزد
یابن الحسن-یابن الحسن
**********
توجه:
با توجه به طولانی بودن متن روضه زیر سعی کنید ابتدا متن روضه را چند روز تمرین کنید تا کاملا تسلُّت داشته باشد.
در ضمن قرار نیست همه مطالب را به صورت کامل اجرا کنیم.
یادمان باشد مداح خوب و با تجربه کسی است که مستمع خود را خسته نکند.
روضه شب عاشورا و قاسم(ع)
شب عاشورا همه حرف زدند،آخرین نفر قاسم بود دستش رو بالا گرفت،فرمود: چیه عزیزم؟
عرض کرد:عمو جان فردا من هم کشته میشوم؟
ابی عبدالله فرمود: مرگ در ذایقه تو چگونه است؟
صدازد بدون معطلی،پسر كریمه،باید بهترین جواب رو بدهد،صدا زد:احلی من العسل مرگ از عسل برای من شیرین تر است...
لذا ابی عبدالله فرمود: فردا تورا به بلای عظیم میکشند.
اولین روضه خوان قاسم،اباعبدالله است...
فرمود:بله عزیز دلم،قاسمم تو رو به بلای عظیمی میکشند.
از خیمه خرامید قد و قامت قاسم
قرص قمر آل حسن حضرت قاسم
دل می برد از اهل حرم طلعت قاسم
یاد حسن احیا شده از حالت قاسم
در چشم خریدار ، عقیق یمن آمد
انگار به یاری حسینش ، حسن آمد
علامه مجلسی در بحار میفرماید:
قاسم برای میدان رفتن آماده شد،
و هو غُلام صَغیر
هنوز بالغ نشده.
فَلّما نَظَر الحسین إلیه
وقتی آقا اباعبدالله به برادر زاده نگاه كرد.
دید قاسم لباس جنگی هم نپوشیده،من نمی دونم چه طور آماده شد.
شیخ جعفر شوشتری میفرماید:عمامه ی امام حسن رو به سر بسته بود.
وقتی برادر زاده رو دید.
یَبكیانَ حَتى غُشیَ علیهما.
اینقدر عمو و برادر زاده گریه كردند،هر دو از حال رفتند،هر دو بی رمق شدند،هی حسین گریه كرد.
*********
آقا اباعبدالله روز عاشورا چند بار دیگه هم بلند بلند گریه كرد.
۱-یكی وقتی علی اكبر می خواست بره میدان،راوی میگه: آقا اباعبدالله شروع كرد های های گریه كردن.
۲-یه جای دیگه هم گریه كرد. وقتی اومد بالای سر علی اكبر:علی، لشكر دارند به گریه ی من می خندند،
علی عَلَی الدُنیا بعدَکَ العَفا
یا بن سعد! قَطَعَ اللّه رَحمَك كَما قَطَعت رَحِمی.
ابن سعد خدا لعنتت کنه.....
۳-آقا یه جای دیگه هم گریه كرد،وقتی اومد علقمه: فَلمّا رَآهُ الحسین علیه السلام مَصْروعاً عَلى شَطِ الفُرات وقتی حسین دید برادركنار علقمه افتاده
وَبَكى بُكاءً شدیداً
از گریه ی زیاد شونه های حسین تكون می خورد.
*********
آقا وقتی قاسم رو در آغوش گرفت گریه كرد؟
این گریه یه گریه ی خاصی بوده
حتى غُشی علیهما.
عمو و برادر زاده با هم گریه كردند
ثم استأذَنَ الحسینُ فی المُبارزة
عمو اجازه بده من برم.
آقا ابی عبدالله اجازه نداد.
اینقدر دست های عمو رو بوسه زد،پاهای آقا رو بوسه زد.
تا اجازه گرفت...
این قامت رعنا به حرم کرده قیامت
تکرارِ حسن آمده با هیبت و عزت
پوشیده کفن جای زره بر قد و قامت
شاید که بگیرد ز عمو هدیة رخصت
سرباز سپاه علیِ بت شکن آمد
انگار به یاری حسینش ، حسن آمد
حالا راوی میگه: قاسم اومد میدان در حالیکه اشكاش هنوز روان بود،داره گریه میكنه...
رجز خواندن قاسم
وقتی آقا قاسم بن الحسن رفت میدان این رجز رو خوند:
إن تُنكرونی فَأنا ابنُ الحسن
اگر من رو نمی شناسید بدونید من پسر حسنم
اِنْ تَنْکُرونى فَانَا فرعُ الْحَسَن
من شاخه ای از درخت امام حسنم
سِبْطُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفَى و الْمُؤْتَمَن
بابای من نوی پیغمبر،بابای من پسر زهرای مرضیه است
هذَا حُسَیْنٌ کَالاسیرِ الْمُرْتَهَن
این عمو حسین من ، كه مثل اسیر در بند شما گرفتار شده.
افکند نقاب از رخ و سربند عیان شد
چون زمزمه ی یا حیدر او او ورد زبان شد
فریاد اَنَ ابنَ الحَسَنش نُقل دهان شد
این همهمه در لشگر کفار بیان شد
امشب از یه طرف امام حسن داره نگات میكنه،از یه طرف ابی عبدالله،مادرش زهرا قرار امضای مدینه و كربلا رو بده.
این کیست که جای زِرهش با کفن آمد
انگار به یاری حسینش ، حسن آمد
امشب بگو آقازاده ی امام حسن
امشب شما بیا دست مارو بگیر ببر تو خیمه ی عمو جانت.
بگوعمو من ضامن اینها میشم
بگوعمو این ها گریه كن های تو هستند عمو...
بیاد همه ی شهدا
به یاد گریه کنان روضه حضرت قاسم...
فدای غربتت یا قاسم ابن الحسن...
ناگاه رقیبانِ دغل حیله نمودند
روبَه صفتانی که ز هر طایفه بودند
گِردِ یلِ نامیِ حسن حلقه گشودند
هر لحظه بر این حَصر ، ز کفار فزودند
از هر طرفَش نیزه میان بدن آمد
انگار به یاری حسینش ، حسن آمد
وَ صَاحَ یَا عَمَّاهْ
ای عمو بدادم برس...
روای میگه:امام حسین مثل باز شكاری به میدان آمد،دید قاتل قاسم کاکل قاسم رو گرفته میخواد سر رو از بدن جداکنه..
با یک ضربه دست قاتل قاسم رو زد.
وَ انْجَلَتِ الْغُبْرَةُ
گرد و غبار فرو نشست
فَرَأَیْتُ الْحُسَیْنَ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الْغُلَامِ
بالای سر قاسمش ایستاد،فقط داره نگاه میكنه
وَهُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلَیْهِ
داره پا به زمین میكشه ،جان به گلوگاهش رسیده ،داره جون میده.
قاسم من:
آنقدر اسب به روی بدن قاسم تاخت
که قد و قامت سرو حسنش ریخت بهم
آقا بالای سر قاسم صدازد:
عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا یُجِیبُكَ...
برا عموت خیلی سخته، عمو رو صدا بزنی،جوابت رو نده
أَوْ یُجِیبُكَ فَلَا یَنْفَعُكَ صَوْتُهُ...
حالا كه دارم جوابت رو میدم،فایده ای نداره...
هَذَا یَوْمٌ وَ اللَّهِ كَثُرَ وَاتِرُهُ
عمو جونم امروز كینه جوها فراوانند
.وَ قَلَّ نَاصِرُهُ عموت دیگه یاوری نداره.ای حسین....
روای میگه:وقتی اومد بالای سر قاسم حرف زد،میگه یه وقت دیدم
ثُمَّ حَمَلَ الْغُلَامَ عَلَى صَدْرِهِ
قاسم رو به سینه چسبانید،پاهای قاسم به زمین كشیده می شد. آورد در خیمه ی دارُالحَرب كنار علی اكبر روی زمین گذاشت
هر دو در سر شوق رفتن داشتید
هر دو رفتید و مرا تنها بگذاشتید
دست حق در باغ جنت یارتان
مادرم زهراست مهماندارتان
من می خوام بگم:
ابی عبدالله خودش اومد بالای سر این شهدا
هم بالا سر علی اكبر اومد
هم بالا سر قاسم اومد
اما من از شما سئوال كنم
وقتی خود ابی عبدالله بین گودال قتلگاه افتاده بود كی اومد بالا سرش؟
وَالشِّمرُ جالِس علی صَدرِکَ
خدا كنه خواهرش ندیده باشه،ای حسین......
بشکند دستت شکست آئینه اش
پیش من منشین بروی سینه اش
اینقد ارباب من و کریمه....
حتی لحظه آخر هم میخاد کرامت کنه....
قربون اون آقایی برم که میخواست دست باتلش رو هم بگیره...
فرمود از این کار دست بکش...
فردای قیامت دستت و میگیرم...
چه جوابی داری به مادرم بدی؟؟؟؟
اما اون نامرد یه کاری کرد تمام عالم برای حسین سوختند....
گفت میخواهم بگیرم دست تو،اودر عوض
چکمه را با پا بروی سینه ی آقا گذاشت
پیش زینب دختری فریاد میزد،عمه وای
تیغ را بر حلق خشک و زخمی بابا گذاشت
********
از نیزه ای كه سخت نشسته به پهلویت
حرفی مزن به مادر پهلوشكسته ات
*********
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله
الهی به حق الحسین
اللهم عجل لولیک الفرج
.
.
زمینه
سبک:شور طوفانی عشق
مجتبایی ی شیدا قامتت سرو رعنا
توی رگهات همیشه جاریه خون زهرا
وارث هیبت مرتضایی
جلوه ی عصمت مجتبایی
بس که شیرینی و دلربایی
فاتح قلب خون خدایی
یادگار مجتبایی
تو یتیم مجتبایی
آه و اویلتا ای عمو جان
******
مرد این جاده هایی ساده و بی ریایی
هم حسن هم حسینی قاسم کربلایی
مثل عباسی تو نجابت
حیدر دیگه ای تو شجاعت
عالمی مانده حیرانت عشقت
شافع محشری در قیامت
یادگار مجتبایی
تو یتیم مجتبایی
آه و اویلتا ای عمو جان
نوحه حضرت قاسم(ع)
زمینه
لاله بیارید از حرم ای بنی هاشم
بعد علی اکبرم کشته شد قاسم
یاسمن سرخ حسن در حرم آمد
صد پاره مثل پیکر اکبرم امد
واویلتا واویلتا اه و واویلا
************
لاله پر پر شده در چمنم قاسم
قران پاره پاره حسنم قاسم
ای بی زره سرباز من چشم خود وا کن
برای غربت عمو ناله بر پا کن
واویلتا واویلتا اه و واویلا
*************
تو بهر من مثل علی اکبرم بودی
بعد از برادرم حسن پسرم بودی
آب از عمو کردی طلب،تشنه جان دادی
من گریه کردم تا تو از نفس افتادی
واویلتا واویلتا اه و واویلا
سنگین
سپرت سینۀ مجروح و زره پیرهنت
اجلت یار و عسل لخته ی خون در دهنت
سیزده سوره ی قرآن عمو با چه گنه
شسته با خون گلویت شده آیات تنت؟
روی هر زخم تو باشد اثر زخم دگر
جای مرهم که گذارند به زخم بدنت
یاحسین یاحسین،ای عمو جان
آب غسلت شده خون و کفنت زخمِ فزون
تو شهیدی، چه نیاز است به غسل و کفنت؟
جگر سنگ بسوزد ز غمت چون دل من
تو چه کردی که شود سنگ، جواب سخنت؟
قتلگاه تو شده حجله ی دامادی تو
میچکد خونِ سر از زلف شکن در شکنت
یاحسین یاحسین،ای عمو جان
چاک چاک است تنت چون جگر پاک حسن
ای ز سر تا به قدم حُسن حَسن در حَسَنت
من نگه کردم و تو دیده به هم دوخته ای
جگرم سوخت از این دیده به هم دوختنت
هر دلی شمع صفت سوخته در ماتم تو
چون دل «میثم» دل سوخته در انجمنت
---------------
به لبت غیر ثنا گفتن معبود نبود
در صدای تو به جز نغمه ی داوود نبود
راه افتادی و من پشت سرت میگفتم
تازه داماد حرم رفتن تو زود نبود
سر زدم خیمه به خیمه ولی اندازه ی تو
هرچه گشتم به خدا یک زره و خوود نبود
وسط معرکه تا خاک به پا شد گفتم
اینکه افتاد زمین قاسم من بود؟! نبود
خس خس سینه ی تو روضه ی مادر میخواند
کاش راه نفست اینهمه مسدود نبود
واحد
قطره ای هستم که از دریا جدا افتاده ام
آن غریبم من که دور از آشنا افتاده ام
ناکسان از بسکه بر دور و بر من صف زدند
کس نمی داند کجایم یا کجا افتاده ام
ای عمو جان گر تو می خواهی که پیدایم کنی
آنقدر گویم به زیر دست و پا افتاده ام
بسکه آمد تیر و بر سر تا به پایم بوسه زد
یاد بابایم امام مجتبی افتاده ام
گرچه بابا تیر باران شد ولی تابوت داشت
من که تابوتی ندارم بر ملا افتاده ام
ای عمو این آخرین بار است می گویم عمو
بسکه من کردم صدایت از صدا افتاده ام
-----------------
تا صدای ناله آمد،که عمو مُردم بیا!
همچنان باز شکاری تاختم رو سوی تو
از سَر زین گو چگونه بر زمین افتاده ای
جای نیزه از دو سو پیداست بر پهلوی تو
از سَر مرکب زدم دست عدوی بی حیا
تا که دیدم بین مشتش کاکل گیسوی تو
جنگ مغلوبه شده، مادر نگهدارت بُود
می رسد تنها ز زیر سم مرکب بوی تو
پا مکش بر خاک کاری بر نمی آید ز من
می زنی پرپر خجالت می کشم از روی تو
تا نریزد جسمت از لای کفن بنگر زنم
یک گره آرام بین ساق تا زانوی تو
#######
شور و واحد
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود
مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
اگر جدائی اوفتد میان جسم و جان من
قسم بجان تو دلم از تو جدا نمی شود
گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم
ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود
پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود
جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله
رأس بریده بر کسی راهنما نمی شود
ای بدن تو غرق خون وی سر و روت لاله گون
با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود
کرب و بلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی
هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود
شور
شکسته استخونم ، به لب رسیده جونم
خدا کنه تا وقتی ، بیای زنده بمونم
کاشکی میشد قاسم پاشه ، دور سرت بگرده
ببین تموم پیکرم
پر از گلای درده
بیا که ممکنِ نفس
از سینه بر نگرده
دِینِ حسن گشته ادا
دیگه شدم حاجت روا
غریب کربلا عمو ۳
******
طعم عسل همینه ، تن یکی با زمینه
نذار کسی تو خیمه ، این بدن و ببینه
ببین تموم پیکرم
پر از گلای درده
بیا که ممکنِ نفس
از سینه بر نگرده
دِینِ حسن گشته ادا
دیگه شدم حاجت روا
غریب کربلا عمو ۳
@@@@@@@
شور
سبک خدا رو شکر دوباره ماه عزا رو دیدم
اگه نیای عموجون - سرم بلا میارن
دستای آهنیه - یتیم نوازی دارن
دشمن بابا حسنن
منو با کینه می زنن
وای که چقد بددهنن
بیا به فریادم عمو
عمو جانم عموحسین
*******
زیر فشار نیزه - سخته نفس کشیدن
سخته عموی خوبم - اینجوری دل بریدن
داره می سوزه جگرم
زخمی شده بال وپرم
لاله می ریزه از سرم
بیا به فریادم عمو
عمو جانم عموحسین
@@@@@@@
شور و واحد
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود
مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
اگر جدائی اوفتد میان جسم و جان من
قسم بجان تو دلم از تو جدا نمی شود
گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم
ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود
پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود
جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله
رأس بریده بر کسی راهنما نمی شود
ای بدن تو غرق خون وی سر و روت لاله گون
با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود
کرب و بلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی
هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود
...