1513 ماه رمضان ( اشعار مناجات )
مناجات و توسل ویژۀ شبِ جمعۀ
اول ماه رجب «لیله الرغائب»
حاج مهدی رسولی

جهت مشاهده

هر طپش میل تشنگی دارد
هر که در راه سید الشهداست
ماهِ «مهمانی» و "عطش" یعنی
رمضان ماه سید الشهداست
مثل ماه محرمش سی شب
می رود قلب ما ته گودال
خود بی بی رقیه در روضه
سفره را پهن می کند هر سال
اینکه مهمانی خداست، قبول
ما برای حسین آمده ایم
اینکه ماه عبادت است، درست
به دعای حسین آمده ایم
تشنه ماندن تقرب محض است
پیش لبهای خشک طفل رباب
یا اباالفضل هر کجا گفتند
بعد افطار هم نخوردیم آب
چند ساعت که تشنه می مانی
دیده ات تار می شود کم کم
تشنه باشی و گرم هم باشد
ضعف بسیار می شود کم کم
تشنگی در جگر نفوذ کند
بی رمق می شود تمام تنت
زخم شمشیر و نیزه هم بخوری
دیگر از دست می رود بدنت
آب دیدی دلت شکست بگو:
السلام علیک یا عطشان
تا که دیدی لباس پاره بگو:
السلام علیک یا عریان
🔸شاعر:
عماد_بهرامی
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
اگر درد داری،دوا میکنم
بیا حاجتت را روا میکنم
تو از من گریزانی و باز من
تو را بنده ی خود صدا میکنم
اگر چه ز کار تو نارا ضی ام
تو را باز از خود رضا میکنم
تو با من کنی قهر و من آشتی
تو کردی خطا و من عطا میکنم
تو را خواندم اکنون که باز آمدی
کجا دست خالی رها میکنم
به کارت زدی بس گره های کور
مخور غم من از لطف وا میکنم
تو از من جدا گشته ای ورنه من
کجا از تو خود را جدا میکنم
تو مستوجب آتش دوزخی
من از اشک چشمت حیا میکنم
جواب تو را گر نگویم جفاست
کجا من به عبد خود جفا میکنم
ز آلودگی تا که پاکت کنم
تو را عاشق کربلا میکنم
به یک یا حسین و به یک قطره اشک
تو را پاک از هر خطا میکنم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
شعر
مناجاتی دعای کمیل
الهی بنده ای گم کرده راهم
بیا مولا بده امشب پناهم
اسیر کرده های زشت خویشم
به حق فاطمه بنما نگاهم
تهی دستم بیا و از ره لطف
ببخشا از کرم جرم و گناهم
تمام راهها را رفتم ای دوست
نموده این سیاهی ها تباهم
کجا مانند تو پیدا نمایم
که تو مولائی و من پر گاهم
نکن رد از در خود سائلت را
بجز لطفت دگر چیزی نخواهم
شب جمعه ،کمیل و یارب من
اگر ردم کنی در قعر چاهم
به یارب یارب شب زنده داران
بده یکبار دیگر توپناهم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
آورده ای دوباره بدهکارمان کنی
فکری به حال غم زده و زارمان کنی
اینجور که دوباره به ما راه می دهی
اصلا بعید نیست طلبکارمان کنی
با اینکه ما به دستِ تو پرونده داشتیم
یک دم نخواستی تو خدا ، خارمان کنی
تو مهربان ترینی و اصلاً نمی شود
با آتشِ جهنمت ، آزارمان کنی
من آمدم دوباره رفیقت شوم خدا
لطفی اگر کنی تو و بیدارمان کنی
با گریه هایِ فاطمه ات گریه می کنیم
تا روضه خوانِ روضۀ دیوارمان کنی
آتش گرفته ایم در این اضطراب تا
پهلو شکسته از تبِ مسمارمان کنی
شاعر : وحید محمدی
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
مرا به حق پیمبر ببخش یا الله
به اشک دیدۀ حیدر ببخش یا الله
تمام دار و ندارم محبت زهراست
مرا به سورۀ کوثر ببخش یا الله
به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن
مرا به این دو برادر ببخش یا الله
به درگه تو گناه مکرر آوردم
مرا به عفو مکرر ببخش یا الله
ببر به کربوبلا زائر حسینم کن
به آن ضریح مطهر ببخش یا الله
به دستهای علمدار کربلا سوگند
به حرمت علیاکبر ببخش یا الله
به بانگ العطش نازدانههای حسین
به خون حنجر اصغر ببخش یا الله
به سیدالشهدا و به خون حنجر او
که شد بریده ز خنجر ببخش یا الله
به لحظهای که سرنیزه گشت با زینب
سر حسین،برابر،ببخش یا الله
به خون میثم تمّار،جرم«میثم»را
به روی او تو نیاور؛ ببخش یا الله
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
هزاران بار استغفار کردم
دوباره جرم خود تکرار کردم
من آن کاهم که روی شانه خویش
هزاران کوه عصیان بار کردم
زبانم گفت من عبد تو هستم
ولی با فعل خود انکار کردم
تمام عمر گویی خواب بودم
هوای نفس را بیدار کردم
مرا در اوج عزت آفریدی
ولی افسوس! خود را خوار کردم
خدایا! عفو کن اکنون که من خود
به جرم خویشتن اقرار کردم
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
یا رحمن یا الله میگه یا رحمن،از رحمت رحمانیش داره درخواست میکنه،یعنی امشب فقط خوبا رو نمی بخشه،امشب فقط با خوبا کاری نداره
گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی
صد بار اگر توبه شکستی باز آی
هر کی اومده باهاش آشتی کنه،شبه آخره،دیگه آخرین سحر لیله القدر، نمیدونم چی جوری میخوای صداش بزنی،اما اگه امشب تو مقدراتت نوشته باشن،آخرین ماه رمضان عمرته،اگه نوشته باشن دیگه محرم ارباب رو نمی بینی،چه جوری صداش میزنی؟!! الهی العفو ....
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
خدا به خاریم رحم کن،به نداریم رحم کن.
خدا سه روز اومدم اینجا نشستم،کوشش کردم تو رو از خودم راضی کنم،اهلبیت رو از خودم راضی کنم...
به این کوششم رحم کن،خدایا به زاریم رحم کن...
به بیچاره گیم رحم کن، خدایا میدونی دستم خالیه...
سعی کنید به قدر بال مگسی هم شده اشک بریزید
هر که اشکش جاری شده دعاش رو قبول کردن...
اما چه اشکی بهتر از گریه ی برا حسین،همین طور که صورت ها رو خاکه،یه جمله اشاره کنم،کار امام حسین علیه السلام رو کربلا به جایی رسوندن،نوشتن ارباب مقاتل:
فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ
از اسب رو زمین افتاد،طرف راست صورتش روی خاک،دیدن لباش مثل دو چوب خشک به هم میخوره،میگه گمان کردم مردم رو نفرین میکنه،دقت کردن دیدم با کمال ضعف میگه:
فاسقوه شربة من الماءحسین...
الهی رضاً بقَضائِک و صبراً علی بلائک، تسلیماً لامرک، لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین...
(صلی الله علیک یا اباعبدالله)وَ صل الله علی قلب زینب الصبور و لسان شکور
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ....
گریه بر ابی عبدالله تو تمامِ سال رزقِ معنوی است ، اما ماه رمضون یه نمکِ دیگه ای داره ...
آخه تو ماه رمضون یه مشابهتی با اربابمون پیدا می کنیم ، اونم اینه هم گرسنه می شیم و هم تشنه ایم ... اربابمونم هم گرسنه کشتن ... هم تشنه کشتن ....
کسی به آه تشنگی اش جواب نداد
کسی به حنجر خشکیده اش آب نداد
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
زمزمه مناجات باخدا
خدایا آمدم سوی تو با دستان خالی
من وعفوتو،غفران تو یا مول الموالی
نگر بر حال زارم به گلزار تو خارم
خودت آگاهی ازمن کسی جزتوندارم
اگر چه بدم --- اگرچه ردم
بده یارب پناهم
قسم بر نبی --- به حق علی
تو بگذرازگناهم
******
دوباره آمدم با کوله باری از گناهم
به دستان ابوالفضل ازکرم بنمانگاهم
خودم دانم که پستم دل مهدی شکستم
امید اهل عالم بگیرامشب تو دستم
اگر چه بدم ---- اگرچه ردم
بده یا رب پناهم
قسم بر نبی--- به حق علی
تو بگذر از گناهم
*****
دوباره ای خدایا شامل احسان شدم من
تودعوت کردی وبرسفره ات مهمان شدم من
پرازجرم وخطایم جهنم گشته جایم
دراین شبهای رحمت نگرشورونوایم
اگر چه بدم ---- اگرچه ردم
بده یارب پناهم
قسم بر نبی---- به حق علی
تو بگذر از گناهم
چنان سائل نشستم بر سر خوان عطایت
نگاهی کن زلطف ومرحمت براین گدایت
نگر قلب شکسته گدای زار و خسته
به امید عطایت به درگاهت نشسته
اگر چه بدم----اگرچه ردم
بده یارب پناهم
قسم بر نبی----به حق علی
تو بگذر از گناهم
خدایاهرکه هستم هرچه هستم بنده ام
من تمام عمر خود از لطف تو شرمنده ام
ای خدای مهربانم تویی آرام جانم
اگرچه روسیاهم ز درگاهت مرانم
اگرچه بدم --- اگرچه ردم
بده یارب پناهم
قسم بر نبی---به حق علی
تو بگذر از گناهم
*****
نگر تاب وتب من یارب العفو یارب العفو
شده ذکر لب من یارب العفو یارب العفو
الاای غمگسارم چراغ شام تارم
زتویارب من امشب امیدعفودارم
اگرچه بدم اگرچه ردم
بده یارب پناهم
قسم بر نبی به حق علی
تو بگذر از گناهم
*******
قسم بر پهلوی بشکسته زهرا خدایا
خطاوجرمم ازلطف وکرامت توببخشا
سیه گشته دل من گناه شدقاتل من
زرحمت یارب امشب توحل کن مشکل من
اگر چه بدم اگرچه ردم
بده یا رب پناهم
قسم بر نبی به حق علی
تو بگذر از گناهم
******
به فرق غرق خون مرتضی و اشک زینب
گناهانم ببخشا و بگیر دستم تو امشب
خودم دانم خدایا که مستحق نارم
گواهی من زطفلی علی را دوست دارم
اگر چه بدم اگرچه ردم
بده یا رب پنا هم
قسم بر نبی به حق علی
تو بگذر از گناهم
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
مراسم قرآن به سر گرفتن
قرآن ها رو مقابل صورت بگیر:
"اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ"
*خدایا مارو از کسانی قرار بده که امشب،از آتیشِ جهنمت نجات پیدا کردن...،قرآن هارو روی سرتون بذارید،چشمت رو ببند،باهاش حرف بزن،بعد از من تکرار کن:
"اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حق مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حق کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ"
*خدایا گداهای شبِ بیست و سوم اومدن صدات میزنن،حاشا به کرمت،یا الله
ده مرتبه،میخوام هر جا خودت هستی فریاد بزنی،هر کی فکر میکنه بخشیده نشده نگه،هر کی مثل من گنهکارِ بگه...
اومد محضر پیغمبر گفت خیلی گنهکارم؛خیلی روسیاهم...
حضرت فرمود:گناه های تو بیشتره یا سنگریزه های بیابان؟
عرض کرد ؛گناهان من...
پیامبر فرمود:گناه های تو بیشتره یا شاخه های درختها؟
گفت گناه من...
پیامبر خدا فرمود:گناه های تو بیشتره یا رحمت خدا؟
گریه کرد و گفت رحمت خدا بیشتره...
خدایا با بار گناه اومدیم اما به رحمت تو امیدواریم؛یا ارحم الرحین...
،ده مرتبه:
بِکَ یَا اللّهُ ...
خدایا به ما توفیق عبادت خالصانه عنابت بفرما
ده مرتبه کسی رو میخواهیم صدا بزنیم که رَحْمَةً لِلْعَالَمِینِ، یا رسول الله،ما امت خوبی نیستیم، اما گریه کنِ حسینیم،تو رو دوست داریم،علی رو دوست داریم،برا ما خیلی اذیت شدی،برا ما سنگ خوردی،زخم زبون شنیدی،ده مرتبه همه با هم:
بِمُحَمَّدٍ...
خدایا به حق رَحْمَةً لِلْعَالَمِین، باران رحمتت را بر این مرز و بوم نازل بفرما...
آقای این ماهِ علیِ،گفت:اون نابینا رو نگاه کرد،دید داره گریه میکنه تو خرابه،حسنین اومدن براش غذا آوردن تو خرابه،باز گریه می کرد،پیرمرد چی میخوای؟ گفت: من منتظرِ آقام هستم،یه آقایی نیمه شبا می اومد تو خرابه،لباس هام رو عوض می کرد،لقمه می گرفت،غذا میداد،آب بهم میداد،گفت:نشونیاش رو بگو...گفت:آقا، من که چشمی ندارم،اما فقط همین رو میتونم بگم،هر وقت وارد خرابه میشد،در و دیوار بهش سلام میدادن،چند شبِ نیومده،چشم انتظارشم،یه وقت امام حسن گریه کرد،صدا زد: پیرمرد دیگه منتظرش نباش،اون مرد بابای غریبم علیِ،بابامو کشتن....
اما اون چیزی که ناله ی من و تو رو بلند میکنه اینه،گفت:آقازاده ها میشه منو ببرید سر قبرش،دستشو گرفتن بردن،خودش رو انداخت رو قبر علی،صدا زد: علی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم،خدایا به حُرمت صاحب این قبر،مرگِ منم برسان،دیدن دیگه صورت از رو قبر علی بلند نکرد...
خدایا کسی رو میخواهیم صدا بزنیم،که همسر پیغمبر میگه دیدم پیغمبر توی بسترش نیست،اومدم دیدم تو صحن حیاط صورت رو خاک گذاشته،هی زیر لب میگه:خدا! بِعَلِیٍّ منم اومدم با پیغمبر بگم...ده مرتبه:
بِعَلِیٍّ...
خدایا! مارو از شیعیان با وفای علی قرار بده..
دلها رو ببریم در خانه اون مادری که پهلویش را شکستند..
بریم در خونه اون مادری که به سیلی زدند.
اون مادری که فرمود علی جان من و شبانه غسل بده شبانه کفن کن و به خاک بسپار...
امشب اونهایی که مادر ندارند ؛ یاد کنند از مادرهای عزیزشان...
ده مرتبه همه با هم:
بفاطِمَةَ
خدایا به حق حضرت زهرا سلام لله علیها،بی بی رو از ما راضی بدار...
ده مرتبه همه با هم
بالْحَسَنِ..
خدایا به حق امام مجتبی،ریشه ی وهابیت و آل سعود رو بِکَن...
دلم گرفته
دوباره این شبا برا حرم گرفته
می بینی بازم
چه جوری روز و شبمو اَزم گرفته
دلم گرفته
دلم اسیره
غروب کربلا رو که یادم نمیره
هر چی که باشم
مگه میشه امام رضا تنهام بذاره
دل بیقراره
ولی همیشه یه نفر هوامو داره
دلتو روانه ی کربلا کن
به یاد اون آقایی که لحظات آخر خی صدا میزد جگرم میسوزه...
ده مرتبه همه با هم:
بالْحُسَیْنِ...
خدایا حرارت محبت سید الشهدا رو تو وجودمون روز به روز بیشتر کن...
میخوام با تمام وجودت صدا بزنی،ده مرتبه:
بعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ...
ده مرتبه:
بمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ...
ده مرتبه همه با هم:
بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ...
خدیا به حق امام صادق،مارو اهل عبادت قرار بده...
گرفتار،مریض دار،حاجت دار ده مرتبه:
بمُوسَى بْنِ جَعْفَر...
خدایا به حق موسی بن جعفر،هر کی زندانیِ مظلوم و غریب داره،آزادش کن،ما هم که تو زندانِ نفس هستیم،خدایا به آقا باب الحوائج آزادمون کن..
دلم میخواد هرچی دارم نذر امام رضا کنم
دار و ندارمو یه جا به راه اون فدا کنم
دلم میخواد هرچی دارم دونه و گندم بخرم
با چشم گریون همشو هدیه به کفتراش کنم
رضا غریب الغرباء ، رضا معین الضعفاء
دلم میخواد روبروی گنبد زردش بشینم
داد بزنم ناله کنم همش رضا رضا کنم
دلم میخواد تو حرمش روضه زهرا بخونم
یه یادی از غریبی علی مرتضی کنم
رضا غریب الغرباء ، رضا معین الضعفاء
خوشبحال اونایی که الان تو حرم امام رضا قرآن سر میگیرن..یا امام رضا! تو غریبی منم غریبم، آقا شبِ اول قبر مارو یادت نره، زن و مرد آقامون رو صدا بزنیم...
بعَلِیِّ بْنِ مُوسى...
بمحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ...
ده مرتبه:
بعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد...
ده مرتبه:
بالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ...
ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم
در آسمانِ آن نگاهت پَربگیرم
ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق
دست شما را جای قرآن سر بگیرم
آقا جان شما امشب باید امضا بزنی،به حق مادرتون یه نگاه کن،به ضجه های امشبم به من رحم کن،یا صاحب الزمان! الان کجا هستی؟ کجای این عالم داری دعا می کنی،قربون دلِ گرفته ات برم،یابن الحسن ما نسبت به تو کوتاهی داشتیم،اما شما هیچ وقت اینطور نبودی،امشب اومدم صدات بزنم،زن و مرد ببینم امام حیّ رو چه طور صدا میزنی.
ده مرتبه:
بالْحُجَّةِ
خدایا فرج امام زمان برسان...
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
سید مهدی قوام و مرد یخ فروش
آسید مهدی قوام اون مرد خدا میگه ، یه روز داشتم از روضه برمیگشتم (عجب روضه های بوده عجب حالی داشته این مرد) میگه دیدم گوشه ی خیابون ، قدیما رسم بود ، خب مردم امکانات که نداشتند میگه یه عده میومدن روزا یخ می فروختند"
آسید مهدی قوام میگه داشتم میومدم دیدم این یخ فروشه یه گوشه نشسته زانوی غم بغل گرفته ، اومدم جلو کنارش صدا ش زدم چته مرد ! سرش و بلند کرد شناخت منو گفت آسید مهدی ولم کن دست رو دلم نزار ....
... خب چی شده بگو ببینم) گفت آسید مهدی امروز هر چی داشتم دادم یخ خریدم همه سرمایمو دادم بابت یخ ها . سید، امروز هر چی تو این خیابونا گشتم ، تو کوچه ها جار زدم مردم یخ بخرید ، سید کسی ازم یخ نخرید همه یخ ها آب شد .....
سید هم سرمایه ام رفته ، هم آبروم رفته ، آخه به خانواده ام قول دادم امشب دست خالی برنگردم ....
مردم این شبا مستمندارو یادتون نره ...خدا هیچ پدری رو پیش بچه هاش شرمنده نکنه ...
آسید مهدی قوام میگه یه پاکت روضه پیشم بود درش آوردم گفتم نمیدونم چقده اما فکر میکنم بیشتر باشه کمتر از سرمایه ات نیست بگیر میگه خوشحال شد ... گفت سید ممنونتم محبت کردی دل دادی یا نه .... سید مهدی قوام میگه من یهو شروع کردم کنارش گریه کردن باتعجب یه نگاهی بهم کرد گفت سید تو چرا گریه میکنی ؟!! ....
گفتم بنده ی خدام تو چندتا قالب یخ ت آب شده داری گریه میکنی ... من چه جوری گریه نکنم همه جوونیم تو گناه و معصیت آب شد ... این جوونی همه سرمایه ی عمرم بود دیگه گذشت دیگه چیزی ندارم ...
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
بعد از آن طوفان و آن سیلابها
كم كم آرامش گرفتند آبها
غیر از آن قومی كه شد كشتینشین
شد تهی از آدمی روی زمین
عاقبت كشتی به ساحل در نشست
نوح با یاران خویش از ورطه رست
زندگی بالندگی از سر گرفت
زندگانی جلوه ای دیگر گرفت
بگذرد تا زندگانی بر مراد
زندگان، هر كس پی كاری فتاد
خاك شد گل، گل چو خشت خام شد
خشت روی خشت، پی تا بام شد
نوح را هم اوفتادش كار گل
كار گل را برگزید از جان و دل
ساخت از گل كوزههائی چند نوح
داشت با آن كوزهها پیوند نوح
تا كه روزی از سوی رب جلیل
نوح را آورد وحیی جبرئیل
گفت : باید كوزهها را بشكنی !
نوح در پاسخ هراسان گفت : نی
كوزه ها را ساختم با دست خویش
بشكنم گر كوزه دل گردد پریش
نیشتر گر كس به قلبم برزند
نیكتر تا كوزهها را بشكند
بار دیگر جبرئیل آمد فرود
در سرای نوح، گفت او را درود !
گفت : حق گفتت، كه ای نوح نبی
چون تو جنبادی به سوی ما لبی
خواستی تا شویَم از این چرخ پیر
منكران را از صغیر و از كبیر
من فرستادم بسی طوفان و سیل
بندگان را غرق كردم، خیل خیل
خواستم چون بشكنی كوزه ی گلت
كوزه بشكستن بسی شد مشكلت ؟
پس چه سان بی اعتنا بر جان خلق
خواستی تا بركنم بنیان خلق ؟
من خود آنها را پدید آوردمی
پس چو گفتی، بیخشان بركندمی
آن كه خود یك كوزه را مشكل شكست
این چنین آسان جهانی دل شكست ؟
هر كه را دیدی با تو دشمن است
نسبتش دادی كه با من دشمن است
كار تو از ماه تا ماهی رسید
از خداخواهی به خود خواهی رسید
هركسی سر بر خط فرمان نبست
باید او را رشتهی جان برگسست
هر كه را اندیشه ای همچون تو نیست
نیست در روی زمینش حق زیست ؟
نوح گریان سوی كوزه برد دست
كوزه ها بر سنگ نی، بر سر شكست
شاعر : حمید مصدق
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشد
باز هم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد
مانده ام تا که گناهم را کجا مخفی کنم؟
این گناهانِ کبیره هیچ جایی جا نشد
خواستم تا بین آغوشِ کسی گریه کنم
هرچه گشتم خوب تر از تو کسی پیدا نشد
خواستم مثلِ تمام بندگانِ خوب تو
چندروزی بندۀ خوبی شوم اما نشد ..
خواستم تا چند روزی توبه ام را نشکنم
هرچه کردم آخرش یک روز هم حتی نشد
آبرویی را که با بدبختی و بیچارگی
قطره قطره جمع کردم آخرش دریا نشد
اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخرت ...
خوش به حالِ آن کسی که رو سفید فاطمه ست
مثل من این روزها شرمندۀ زهرا نشد
آه ، دارد عمر ما کم کم به آخر می رسد
آخرش یک کربلا هم قسمت ماها نشد
اللهم ارزقنا زیارت الحسین .. بحق جواد الائمه و جد غریبش حسین ، الهی العفو ...
خواستم بوسه زنم بر قبرِ پاکت یاحسین
اللّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ ، وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّكَ ،
وَأَیْقَنْتُ أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ العَفْوِ وَالرَّحْمَةِ ،
وَأَشَدُّ المُعاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النِّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ أَعْظَمُ المُتَجَبِّرِینَ فِی مَوْضِعِ الكِبْرِیاءِ وَالعَظَمَةِ
خواستم بوسه زنم بر قبرِ پاکت یاحسین
دورم و از راهِ دور آقا سلامت میکنم ..
اللّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ ، فأَسْمَعْ یاسَمِیعُ مِدْحَتِی ،
وَأَجِبْ یارَحِیمُ دَعْوَتِی وَأَقِلْ یاغَفُورُ عَثْرَتِی ، فَكَمْ یاإِلهِی مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها ،
وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها ، وَعَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَها ، وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها ، وَحَلْقَةِ بَلاٍ قَدْ فَكَكْتَها.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
...
