1570 حضرت معصومه (س) متن روضه
روضه و ذکر توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
┄┅═══••↭••═══┅┄
ای دخترِ خورشید،ای خواهرِ دریا
زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا
ماهِ مقیمِ قم،مهتابِ بیت النور
در سایه سار توست، سرتاسر دنیا
از آه لبریزم، از اشک سرشارم
این قطره را دریاب، دریاب ای دریا
فهمِ حقیرِ ما،پایین تر از پایین
فهمِ بلندِ تو،بالاتر از بالا
لبخندِ معصومت،مُهرِ رضایت زد
بر شوقِ خواهرها،عشقِ برادرها
با امام رضاعلیه السلام از یک مادرند،موسی بن جعفر فرزندانِ زیادی داره،اما هر دویِ این بزرگواران،هم علی بن موسی الرضا،هم این خانوم،حضرت معصومه سلام الله علیها،از حضرت نجمه اند...مادرشون یه مادرِ بزرگوارِ لذا خیلی بهم علاقه شدید داشتن،تاریخ میگه:بعد از حسین و زینب،دیگه خواهری و برادری مثل این دو نفر ندید،اولین خواهر و برادرِ عالم که دلِ عالم رو زیر و رو کردن،همتون خبر دارید،بعد از سید الشهدا و عقیله ی بنی هاشم،این خواهر و برادر رو مثال می زدن....
تنها به دستِ توست،ای سوره ی انفاق
دنیایِ ما امروز،عقبایِ ما فردا
ماییم و چشمِ تر،ای چشمه ی کوثر
بر ما عطایی کن،از فیضِ اَعطَینا
وقتی ضریحت را،با گریه می بوسیم
در چشممان پیداست،آن قبرِ ناپیدا
باز از تو می گویم،یا حضرتِ زینب
باز از تو می خوانم،یا حضرتِ زهرا
🍁🍁🍁
قرار بود بیایی کبوترش باشی
دوباره آینهای در برابرش باشی
نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی
میان راه پرستوی پرپرش باشی
امام رضا منتظر بود،نامه نوشت برا خواهرش،قرار بود بیاد همدمِ برادر بشه،اما به برادر نرسید...
مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست
نخواست گم شدهای مثل مادرش باشی
خدا رو شکر از مدینه اومدی،به ما یه حرم دادی،به ما اعتبار دادی،دلمون برا قبر مادرمون فاطمه تنگ میشه،لااقل حرم تو بیاییم،اگه شما نبودید ما کجا می رفتیم؟
خدا تو را به دلِ تشنه ی زمین بخشید
کتاب روشنی از سوره ی کوثرش باشی
به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را
چو دید آمدهای سایهی سرش باشی
تو مهمون نبودی خانوم،تو صاحب خانه ی مایی،تو ولی نعمت مایی،ما سر سفره ی تو هستیم،شما سایه ی سر مایی،امشب یه سفارش مارو به داداشت امام رضا بکن...آی امام رضایی ها خوب شبی اومدید،خوب جایی اومدی،دلمون برا حرمِ داداشت یه ذره شده..
اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد
و تا همیشه تو یاس معطرش باشی
کرامتت همه را یاد او میاندازد
به تو چقدر میآید که خواهرش باشی
خدا نخواست تو هم با جوادِ کوچکِ او
گواهِ رنج نفسهای آخرش باشی
نخواست باز امامی کنار خواهر خود
نخواست زینبِ یک شام دیگرش باشی
از مدینه تا خراسان راه زیاده،نتونستی برسی،مدینه کجا،خراسان کجا...نرسیدی،ندیدی،اما یه خواهری از خیمه زد بیرون،از خیمه تا گودال...از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد: حسین...
بی بی جان! ندیدی داداشت فرشایِ حجره رو کنار بزنه،رو خاک دست و پا بزنه،اما عمه تون اومد تو گودال...
خانوم جان!اصلاً می رسیدی،اصلاً با جواد الائمه تو حجره هم می رفتی،نهایتاً سر برادرت رو بغل می کردی،سَمِّ شوکران جگر برادرت رو پاره کرده بود،سرش رو بغل می کردی،داداشت جون میداد...بمیرم برا زینب،وقتی رسید دید سر رو بردن،لباس رو بردن،رسید دید داداشش حسین یه جایِ سالم نداره،حسین....
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
روضه و ذکر توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
شبِ شهادت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیهاست...
بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند
از من تمام روزگارم را گرفتند
از این جدایی جان من بر لب رسیده
هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند
انگار قسمت نیست وصل ما دوباره
در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند
اما داداش!...
امام رضا!...
اما خیالت تخت هر جایی رسیدم
خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند
حالم بد است اما خدا را شکر در قم
با مهربانی حالِ زارم را گرفتند
با احترام و عزت و شوکت کمی از
این بارِ غم هایی که دارم را گرفتند
حتی زمانِ پر زدن از این قبیله
مردم همه دورِ مزارم را گرفتند
اما دیگه کنایه بسه،روضه ی تو لفافه بسه.....
در شام اما خواهری مضطر چنین گفت :
یا رب ببین دار و ندارم را گرفتند
بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است
وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند
نیمی ز معجر سوخت … نیمی را کشیدند
اصلاً تمام اعتبارم را گرفتند
در گوش من مانده صدای ذوالجناحش
میگفت : با نیزه ، سوارم را گرفتند
شاعر:محمدجواد شیرازی
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
روضه و ذکر توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
یا حضرت معصومه!شنیدیم وقتی اومدین قم،مردم قم پذیرایی کردن،گُل ریختن،حتی مردی نزدیکِ مَحمِل تون نشد، محله های قم زنونه،مردونه شد،هیچ مردی حق نداشت از مسیر عبور فاطمه ی معصومه رد بشه...فقط زن ها می رسیدن زیارت..
اما امام رضا فرمودند: برا هر چی خواستید گریه کنید برا جد غریبم حسین گریه کنید، بی بی جان! شما تو قم خرابه نشین نشدید خانوم...بی بی جان! کسی تویِ قم به شما بی ادبی نکرد خانوم...دعوا بود سر مهمون نوازیشون...ولی من بمیرم برا اون خواهری که از از دروازه ی شام وارد شهر شد...
شامیان،خنده بر پاره گریبانی مان می کردند
خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند
پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم
خوب آماده ی مهمانی مان می کردند
از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه
سنگ را راهی پیشانی مان می کردند
هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم
بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند
شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را
وارد بزم طرب خوانی مان می کردند
بی بی جان! اومدیم بگیم:اگه بودیم ما هم مثل اهلِ قم،احترام می کردیم،ادب می کردیم،یه عُمرِ ریزه خواره سفریِ شماییم...یا امام رضا! سرت سلامت آقا!یا امام رضا! روزِ شهادتِ خواهرتونِ...
آقا! سلام خواهرتان روبراه نیست
دور از تو کار هر شب او غیرِ آه نیست
می خواست تا به طوس بیاید ولی نشد
ور نه رفیق بی کسی ات نیمه راه نیست
وقتی به قم رسید خرابه نشین نشد
آسوده باش خواهر تو بی پناه نیست
یک مرد هم نیامده نزدیک محملش
شب را به آفتاب که اذن نگاه نیست
اذنم بده به طعنه بگویم به شامیان
در قم محب فاطمه بودن گناه نیست
دروازه را که دید به یاد رباب گفت
در شهر شام هیچ کسی سر به راه نیست
زینب کجا و محمل بی سایبان کجا
بال و پر رقیه کجا ریسمان کجا
شاعر:مجید تال
فرجِ امام زمان ناله بزن:یا زهرا!
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
|مدح و توسل ویژۀ
ایام شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
تو کیستی سلاله ی زهرایِ اطهری
معصومه ای، کریمه ی آلِ پیمبری
ممدوحه ی ائمه و محبوبه ی خدا
احمد خصایل استی و صدّیقه منظری
باب الکرم سلاله ی بابُ الحوائجی
اُم العفاف،دخترِ موسی بن جعفری
امروز قبله ی دلِ خوبانِ روزگار
فردا همان شفیعه ی فردایِ محشری
تو سومین ملیکه ی اسلام فاطمه
آیینه دارِ زینب و زهرایِ اطهری
یک مام تو خدیجه، دگر مام، فاطمه
پاکیزه تر ز مریم و حوّا و هاجری
مریم پی زیارتت آید اگر به قم
اقرار می کند که همانا تو برتری
بر نُه سپهرِ عصمت وتقوی ستاره ای
در هفت بحرِ نور، فروزنده گوهری
هم چار نجلِ پاکِ رضا را تو گوهری
هم هشتمین ولیِ خدا را تو خواهری
شاعر : استاد غلامرضا سازگار
*این خانوم تنها خواهری است که از مادر با امام رضا یکیِ،خیلی هایِ دیگه هم خواهر و برادر امام رضا هستند،اما معصومه اون خانومی است که امام رضا فرمود: هر که خواهرم رو زیارت کنه انگار منِ امام رضا رو زیارت کرده...
لذا وقتی نامه ی امام رضارسید دستش،هی نگاه می کرد،هی می بوسید،رو سینه میگذاشت. گفتن:بی بی چی شده؟ گفت: خیلی بویِ امام رضا رو میده...دلم برا برادرم تنگ شده...
همه رو خبر کرد،راه افتادن،اومدن سمت ایران،از مدینه برن سمت توس،اطرافِ شهرِ ساوه حمله کردن به این کاروان،اطرافیان حضرت رو به شهادت رسوندن،بعضی از نقل ها هم نوشتن: خانوم رو تویِ ساوه مسمومش کردن...لذا سوال کرد: تا شهرقم چقدر فاصله است؟گفتن:بی بی جان! دیگه چیزی راه نمونده،حضرت فرمود:پس کمک کنید مارو به قم برسونید،یه پیکی هم برسونید به قمی ها خبر بدن،بهشون بگید:خواهرِ، امام رضا داره میاد،بهشون بگید:دخترِ موسی بن جعفر داره میاد...
وقتی خبر دادن به مردم قم،که بیایید،دخترِ امام رضا چند ساعت دیگه میرسه،نوشتن:شهر رو تزئین کردن،همه اومدن استقبال،می گفتن:کجا دارید میرید؟ می گفتن: مگه نمی دونید خواهر امام رضا داره میاد...زن و بچه اش رو صدا می کرد،می گفت:شماها هم بیایید...
نوشتن:بیرون از شهر منتظر این خانوم شدن،تا خانوم رسید،اینقدر صلوات فرستادن،اینقدر گُل ریختن،مثل هفده روزِ پیش،لذا نوشتن بزرگِ شهر قم،اومد ناقه ی بی بی رو گرفت،گفت:بی بی جان! ما بهترین محله رو آمده کردیم، بی بی جان! نگران نباشید اونجا همه سادات نشینند...بی بی جان! اونجا همه مَحرم اند،بی بی جان دستور دادیم تو این چند روز اصلاً نامحرم از این کوچه عبور نکنه...
...