1662 مداح اهلبیت(ع) اشــعار
این چه لطفیست که بر نوکر خود بِنمودی
هـر کـجا پای گذارد همه بر می خیزند
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
همچون کبوتر در هوای اهلبیتیم
ما عبد بی چون و چرای اهلبیتیم
در رزق ما رزّاق اینگونه نوشته
ای اهل عالم ما گدای اهلبیتیم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
خاک پای تمام ساداتیم
تا قیامت غلام ساداتیم
احترامی اگر که ما را هست
چون پی احترام ساداتیم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
ای مرثیه خـوان! زِ چشم و اَبرو بُگذر
از خـالِ لـب و کـمَند گیـسو بـگذر
این مردِ بَزَک کرده! ابو فاضل نیست
تکبیر بگو! از این هــیاهو بگذر
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
من ذاکر و مداح و ثنا خوان حسیـنم
مـن خـاکِ کفِ پای محبّان حسـینم
در سفره ی من هر شبِه نان و نمک اوسـت
عمریـست نمـک خوارِ نمک دانِ حسینم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
اگر چه فاصله ها تا حریم و حائر توست
دل شکستۀ ما تا ابد مجاور توست
به هیچ خلعت دنیا عوض نخواهد کرد
عبای نور که بر شانه های ذاکر توست
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
ای شاعر اهل بیت (ع)! سلمان باشیم
مانند حــسـین ، ما مسـلمان بــاشیم
مولا سگ آستان نمیخـواهـد؛ مـرد
او کرده قیام، تا که انسـان بـاشــیم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
دل در برِ مـن زنده برای غمِ توسـت
بیـگانه ی خلق و آشـنای غم توست
لطفیست که می کند غمت با دل
من ورنـه! دلِ تنگِ من چه جای غم توست
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
جان مولانا و سعدي و لسان الغيــب ها
جان عطار و نظامي شاعران خاك ما
باد قربان همان شاعر كه از جانش سرود
بر مشامم ميرسد هر لحظه بــوي كربلا
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
ما با ذکر آل یاسین لب گشودیم
از کودکی مداح اهلبیت بودیم
از کودکی ارباب ما؛ما را پذیرفت
ما را ز لطف و مرحمت مداح خود گفت
مداح یعنی طوطی گلزار عترت
مداح یعنی ابر گوهر بار عترت
مداح در هر انجمن یاد حسین است
مداح یک شعله ز فریاد حسین است
مداح یعنی راز قلب احمد و آل
مداح یعنی ناله زینب به گودال
مداح باشد آتشین از داغ اکبر
مداح فریادیست از حلقوم اصغر
مداح حسینی شو سپس مَدحَتگری کن
مثل حبیب ابن مظاهر نوکری کن
شاعر:استاد سازگار
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
مداح دارد ریشه در آ ب و گِلِ عشق
مـداح یعنـی چِـلچراغ مَحفل عشق
مـداح یعنـی لب به غیبت وا نکردن
مـداح یـعنی بـا کـسی بَد تا نکردن
مداح یـعنی عیبِ کار خویش دیدن
یـعنی خدا را در کنارِ خویش دیدن
مـداح یـعنی عارف و وارستـه بودن
تـنها بـه اولاد عـلی دل بسته بودن
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
یـا شیعَـتی...
مـداح یـعنی بـر عـلی عـرض اِرادت
مـداح یــعنی با شهــیدان تا شهادت
مـداح بـر لـب گــوهری نایاب دارد
مـداح اِذن ذکــــر از اربــاب دارد
مـداحِ بـی اخـلاص کی دارد اثـرها
بایــد بـسـوزد تـا بـسـوزاند جگـرها
حاج اکبر ناظم هم از این طِیف بوده
از ســاکنان عرش هم دل می ربوده
مــداح را بــشناختم از فـرط نورش
همچون نظام رشتی و شور و شعورش
مـداح یـعنی دم زدن از حـق دمادم
مــداح یــعنی سازگار و نخـل میثم
مــداح زینب بـود در عمرش سراسر
بــهر پــدر بــهر بـرادر بـهر مــادر
بَزمی کزان قلبِ ملائک غرق آه ست
مــداحی زینب مــیان قتلگاه است
مــداح بـاغ لاله امــا پــر شکــوفه
مداح زین العابدین در شام و کـوفه
مولا حسینم کرده مداحی به گودال
در لحظه هایی که دگر میرفت از حال
یـا شیعَتی مَهما شَرِبتُم را که بِسـرود
خود اولین مـداح دشت کربلا بود
شاعر:رئوفی
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
در سـینه مان حسـینیـه هـایی مکـرم اســت
هر شـب برای روضــه ات آقـا مـحـرم اســت
مـا پـای شعــر محـتشمت سینـه زن شـدیم
باز این چه شورش است که در خلـق عالم اسـت
ســر های مـا چه قابل اگــر بشـکند حسیـن
ســر های قـدسیان هـمه بـر زانوی غم اسـت
این رستـخـیز سیـنه زدن هـاسـت کز زمیـن
بی نفخ صــور خاسته تا عـرش اعــظم اسـت
هر دیده ای که گریه کنــد در غــمت حسیـن
یک چـشم او مـطابق صد چشمه زمـزم اسـت
با یـاد لحظه ای کـه علـم خـورده بــر زمیـن
ما گـریه می کنیـم به هر جـا کـه پرچـم است
بی خود نمی دهند به کسی اشـک ، این ثـواب
مخصوص دیده ای است که با دوست محرم است
هر گوشـه ای بـه داغ تو مشــغول و بـازهـم
عـالم بـرای روضـه ی داغ شـــما کـم اسـت
ما را چـه ارزشی است، به این چند قطره اشک
جــایی کـه روضـه خوان عـزای تو آدم است
رضا حمامی آرانی
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
دل ســرا پرده ی محـبت اوسـت
دیــده آییـنه دار طلـعت اوسـت
گر من آلــوده دامنم چــه عجب
همه عالم گــواه عِـصمت اوسـت
من که باشـم در آن حـرم که صبا
پـرده دار حــریم حُرمـت اوست
هـر گــل نو که شـد چمن آرای
زَ اثـَـرِ رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نــوبت اوسـت
من و دل گر فدا شـدیم چه باک
غَرض اَندر میان ســـلامت اوست
فقر ظاهـر مبـین کـــه حـافظ را
سینه گنجینه ی محبت اوست
شاعر:حافظ
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
...