كيـست مـادر آنـكه در دنيا و عقبي مادر است

بس كه بر خود ديده غم،سلطان غمها مادر است

.



.

در گلستان ادب آموزگارم مادر است

بعد رب العالمین پروردگارم مادر است

.



.

گل های بهشت سایبانت مادر

قربان نگاه مهربانت مادر

.



.

خورشید شد و کنارِ او تابیدم

خیر از همهٔ دقیقه هایم دیدم

.

معنایِ بهشت را بدونِ اغراق

با بوسه به دستِ مادرم فهمیدم!

.



.

باورم نیست که دیگر نشـنوم آوای تو

یــا نبـینم روی مـاه و قامت رعـنـای تو

.

سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم

بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو

.



.

گلـهاي بهشت سایه بانت مادر

صد دسته ستـاره ارمغــانت مادر

ديگر چه كسي چشم به راهم باشد

قــربان نـگاه مهربـانت مــادر

.



.

همي نالم كه مادر در بـرم نيست

شكوه سايه يِ او بر سرم نيست

.

مـرا گـر دولـت عـالم ببخشند

بـرابـر بـا نگـاه مـادرم نيست

.



.

دلا ديـدي كـه آخر مادرم رفت

عزيز و مونس و جان پرورم رفت

.

ز دل رفـتـه دگر شور و نشاطم

چو شاهي بودم و تاج سرم رفت

.



.

مادرم فـردا كه زهرا پا به محـشر مي نَهد

در صف خـدمتگزارانش تو را جا مي دهد

.

بـاز آنجـا هـم مرام مادري را پيـشه گير

جان مولا پـيش زهرا دست ما را هم بگير

.



.

مـرا فـرمود استــادي خـردمـند

كه روحش در جنان پيوسته خرسند

.

رسـد روزي اگــر مــادر بـميـرد

مـلـك هـم جاي مـادر را نـگـيرد

.



.

اي آسـمان به جـلوه ي خورشيد خــويش مناز

مـادر سـتاره ايـست كه خـورشيـد پرور است

.

مهر از دلـش نمـي رود ، گــر مـي رود بخـاك

خاكي كه بويِ عشـق مي دهد ، خاك مادر است

.



.

مرا با شيره ي جان پـروريدي

بـرايم رنج و زحمتها كـشيدي

.

اَلا اي گل كه در زيـر زمـيني

يقين دارم به زهرا هم نشيني

.



.

مگه میشه داغ مادر، بشه آسمون نگیره

مگه میشه،بگی مادر ،دل مُرده جون نگیره

.

مگه میشه،غربت تو،گریه مون و در نیاره

تقصیر چشمای ما نیست، داغ مادر گریه داره

.



.

كيـست مـادر ، بَحر بي همتاي عشق

كيـست مـادر ، گـوهر دريـاي عشق

.

كيـست مـادر ، لـيـلي دل خسته اي

روز و شب بنشسته در صـحراي عشق

.



.

اي نـخـل بـلـند آسماني ، مــادر

شد قامتم از غـمـت كـماني ، مادر

.

اي كاش چنين بود كه من مي مُردم

شايد كه تو در جـهان بماني ، مادر

.



.

چه بگـويم از تـو مادر،كه صفاي خانه بودي

كه يـگانه تكيه گاهم ، تو در اين زمانه بودي

.

چه كسي رسد به پايت ، به محبت و صفايت

بـه وفــا و مـهرباني ، به جهان يگانه بودي

.



.

امـشب انگار، دگـر زندگي ام باور نيست

كس به جز غصه، در اين خانه مرا ياور نيست

.

سوختم در طلب دســت نوازشــگر و ليك

دو صد افسوس كه ديگر به برم مـادر نيست

.



.

كيست مـادر؟ نـقشه ايجاد ما

كيست مادر؟ باني بنيـاد ما

.

قلب او سـرچشمه اميد هاست

سينه او مشرق خورشيدهاست

.



.

مادرم شعله اي از مهر خدا بود كه رفت

نه به ياد من و تو، فكر خدا بود كه رفت

.

همه جا ورد زبانش، سخن و آيه ي حق

دم آخر به لبش ، ذكر خدا بود كه رفت

.



.

ناله كردم ذره اي از كوه دردم كم نشـد

گريه كردم،اشك بر داغ دلم مرحم نشد

.

در گـلسـتان گِرد گل بسيار گشتم ولي

از هزاران گل كه بوئيدم يكي مادر نشد

.



.

مهربانتر زدل عـاشق مادر دل نيســـت

به دو گيتي چو دل صادق مادر دل نيست

.

دل پاكي طلبيـــدم كه كنــم هديه بـه او

هرچه گشتـــم به خدا لايق مادر دل نيست

.



.

تا تو رفتي ز دستم ، اي مادر

در عـزايت نشستم اي مادر

.

تــو بـبـخشا ، اگر ز ناداني

دل زارت شـكستم اي مادر

.



.

من كجا از دلبرم،يك لحظه دل برداشتم

مـهرِ او را در دل از ، دامان مادر داشتم

.

مادرم مي گفت اي فرزند ! ، من كامِ تو را

از ازل بـا خـاك سـرخ كـربلا برداشتم

.



.

سال ها گريه كن حضرت زهرا هستم

از ازل معتَـكـف هيئت زهرا هـستم

.

چشـم باراني من هـديه شده از مادر

مورد مغــفرت و رحمت زهرا هستم

.



.

خوش آن روزي كـه مادر در برم بود

هـمايـون سـايه ي او بـر سرم بود

.

دعـاي بـي ريــاي مـــستـجابش

بــه حــلّ مــشكلاتـم ، ياورم بود

.



.

من آن بي بال و پر مرغم ،كه تو بال و پرم بودي

دگـر تـنـهـاي تـنهـايم ، تو تنها ياورم بودي

.

چـراغ مـاه هـم ، نـوري نـدارد بـهر من ديگر

تو هم خورشيد من،هم ماه من، هم اخترم بودي

.



.

قرار بود که عمری قرار هم باشیم

که بیقرار هم و غمگسار هم باشیم

.

تو پر کشیدی و رفتی؛کبوتر عشقم

‌نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم

.



.

تا تـير غمت قلب مرا كرده نشانه

آتش كشد از هر نفسم بي تو زبانه

.

بردار سر از خاك غم اي ماه يگانه

اطفـال تو بيدار نشستند به خانه

.



.

باگريه گفت شمع به پـروانه ، اي رفـيق

تـا كـي شبـانـه روز بـسوزي در آتشم

.

پروانـه گـفت تا نــشوم خــاك پاي تو

دست از طواف آتش عشقت نميكشم

.



.

.