شب سوم (حضرت رقیه س)(2) 5061
.
حدیث صلوات
.
حضرت علی (ع)میفرمایند
زیبایی زمین به انسان
زیبایی انسان به عقل
زیبایی عقل به ایمان
زیبایی ایمان به عمل
زیبایی عمل به اخلاص
زیبایی اخلاص به دعا
وزیبایی دعا به صلوات
برمحمد وال محمد صلوات
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
یارب الحسین؛به حق الحسین
اشف صدر الحسین؛بظهور الحجة
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن .... تا پایان دعا
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
غزل مناجاتی امام زمان(عج)
شماره : یک
.
صدای آمدنت را به گوش ما برسان
زمان غیبت خود را به انتها برسان
.
نگاه نافذ خود را بر این گدا انداز
برای درد نهفته کمی دوا برسان
.
اگرچه بهر ظهورت نکرده ام کاری
بیا و بر لب ما فرصت دعا برسان
.
برای روز ظهور تو کعبه پا برجاست
بیا سرور دوباره بر آن بنا برسان
.
کنار تربت زهرا به وقت نافله ات
دعای خویش به یاری این گدا برسان
.
نوشته ام به وصیت اگر میسر شد
بیا و مرده ما را به کربلا برسان
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
غزل شماره : دو
.
بدون ترک گنه انتظار بی معناست
امید دیدنِ رویِ نگار بی معناست
.
تمامِ زنده دلی ها ز اشك نیمه شب است
بدون فیض سحر درك یار بی معناست
.
دگر به دوری آقا نموده ایم عادت
و گرنه بردل مجنون قرار بی معناست
.
خزان عمر رسید و بهار ما نرسید
بدون تو گُل نرگس بهار بی معناست
.
بهای زندگی ما رضایت مهدیست
وگرنه گردش لیل و نهار بی معناست
.
سلام بر شُهدایی كه بی نشان رفتند
برای عاشق زهرا،مزار بی معناست
.
♦°°°°♦
.
با همین دل آماده مهدی فاطمه رو صدا بزنیم..
گذشتگان فیض ببرند...
شهدا فیض ببرند...
یابن الحسن یابن الحسن
.
☀️☀️☀️☀️☀️☀️☀️
.
شعر مدح امام حسین(ع)
.
حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
.
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمی دهم به سرور بهشت این غم را
.
غبار ماتم تو آبرو بمن بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
.
زمان به یاد عزایت محرم است حسین
اگر چه شور دگر داده ای محرّم را
.
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را
.
به نیم قطرۀ اشک محبّتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را
.
گناهکارم و یک عمر چشم گریانم
به زخم های تو تقدیم کرده مرهم را
.
حاج غلامرضا سازگار
.
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
پل ارتباطی جهت وصل شدن به شعر رقیه(س)
.
شام غریبان عمه ساداته
شام غریبان نازدانه اباعبدالله
.
مجلسمون با شبهای دیگه فرق داره،
امشب حضرت رقیه سلام الله سفره داره....
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
امشب هر کی حاجت داره دامن
سه ساله اباعبدالله رو بگیره...
.
اگه یه فقیری در خونت و بزنه ممکنه حوصله نداشته باشی
اما اگر فقیر در بزنه و دخترت در خونه رو بازکنه
.
بخاطر دخترت هم شده نمیزاری دست خالی بره
.
امشب با واسطه ی این نازدانه در خونه ی حسین رو بزنیم
هر کی حاجت داره بیاره
هر کی حرف داره بسم الله
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
وقتی میخان روضه امام رضا بخونند
میگن انشالله کنار حرمش
وقتی میخان روضه امام حسین بخونند
میگن انشالله وعده همه مون کربلا...
.
امام نمیدونم چه سِریّه وقتی میخان روضه این خانم رو بخونن میگن دلها رو ببریم خرابه
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
من سورۀ کوثر حسینم
هم سنگر مادر حسینم
مانند عمو، گره گشایم
والله قسم در حسینم
.
آزاده یتیمه ای صغیرم
صد قافله دل، بوَد اسیرم
.
بودم به حسین، سرسپرده
کوه غم او، به دوش برده
هر چند که دختری صغیرم
یک مرد، چو من، کتک نخورده
.
رخسار منورم، کبود است
سر تا سر پیکرم، کبود است
.
من بودم و قلب داغدیده
من بودم و قامت خمیده
آن شب که اجل، گرفت جانم
من بودم و یک سر بریده
.
سر را روی سینه ام، فشردم
در گوشه این خرابه، مردم
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
کرامت
ملکه هند و تشکر از رقیه (س)
.
یکی از خادمهای حرم حضرت رقیه میگوید دیدم مردم جلوی درب حرم جمع شدند.
.
دیدم یک خانم مجلله آمده.
گفتند از ملکه های بزرگ هند است.
گریه میکرد و گفتند آمده از بی بی تشکر کنه.
و براش یک هدیه آورده.
گفت دخترم بیمار بود و متوسل به این خانم شدم و خداوند دخترم را شفا داد.
.
جعبه را باز کردند و دیدند یک عروس آورده.
صدا زد و جمله ای گفت و گریه کرد...
گفتیم چی میگه؟
چرا گریه میکنه؟
میگفت:این عروسک را آوردم به مردم شام بگم ای مردم بی معرفت شام....
هر جای دنیا اگه بچه ای گریه کنه برای ساکت کردنش عروسک میبرند...
کجای دنیا دیدی برای ساکت کردن بچه سر بریده بابا میبرند..
.
مخصوصا اگه این بچه یتیم باشه...
مخصوصا اگه تازه داغ پدر دیده باشه
.
.
تا به من رسید بابا،بابا،بابا
موهام و کشید بابا،بابا،بابا
.
دشمن بی حیا بابا
پس عمو کجاست بابا
.
همه اومدن بابا
عمه رو زدن
.
پیرهن پاره بابا
گوش و گوشواره
.
دست من و بست بابا،بابا،بابا
پهلوم و شکست بابا،بابا،بابا
حرف بد میزد بابا بابا بابا
با لگد میزد بابا بابا بابا
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
تا سه ساله غریب و تنها شد
رد دستی بصورتش جا شد
.
این چه رفتار با یتیمان است
نزنش بی حیا ، مسلمان است
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
ای وای بر یتیمی، قلبش شکسته باشد
در گوشۀ خرابه تنها نشسته باشد
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
متن اصلی روضه
.
گفت چه خبر شده؟
گفتند: امیر یکی از بچه های ابی عبدالله از خواب بیدار شده بهانۀ بابا گرفته.
گفت مگه سر باباشُ نمی خواد؟
مگه دلتنگ باباش نشده؟
بگید سر رو ببرن براش
حالا دل تو دل بی بی زینب نیست،حضرت زینب سلام الله علیها هی قدم میزنه
.
میدونه میخواد چه اتفاقی بیوفته
تا نگاه کرد دید چند تا مأمور دارن میان
یه طبقی رو دارن وارد میکنند
بی بی دستش رو جلو آورد
.
فرمود:من خودم قول میدم ساکتش می کنم
.
سر رو وارد نکنید
گفتند ما مأمور و معذوریم
نمیدونم این مأمور چقدر کینه تو دلش بود
تا سر رو مقابل سه ساله گذاشت
.
بچه رو به عمه کرد
.
گفت عمه من گرسنه ام هست ،
اما از اینا که غذا نخواستم
من بابامو میخوام
گفت عزیزم اون که میخواستی برات آوردن
.
آروم روپوش رو از طبق کنار زد
سر بریدۀ بابا...
.
مگه میشه باباشو نشناسه..
این سر رو بالای نیزه دیده...
توی مجلس عُبیدُالله ابن زیاد دیده...
توی مجلس یزید دیده...
.
شب تاریک و خرابه و بچه ای که خسته ی راهه
.
بچه ای که هر وقت بابا گفته سیلی خورده
.
حالا بعد از چند روز که بابا گفته
سر بابا رو براش آوردن.
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
درد دل با پدر
.
دختر اگه از کسی گلایه داشته باشه،میگه صبر کن بابام بیا ،به بابام میگم
.
خیلی دلش میخواست وقتی بابا رو میبینه آبله های پاهاشو نشون بده
.
جای کبود شده سیلی را نشون بده
تشت و گذاشتند مقابلش ،خودش فهمید چه خبره
.
الهی هیچ دختری باباشو زخمی نبینه
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
بعد تو میون شعله ها و دود
گُلای خیمه شدن یاس کبود
.
میدونی بابا من از چی دلخورم
ما بودیم، حرمله بود، عمو نبود
.
سر روی دامن گذاشته...
.
هی نگاه به چهره نورانی بابا میکنه...
.
هر چی درد دل کرد ،جوابی نشنید
.
بابا جون چرا جوابمو نمیدی؟؟؟
.
منم رقیه دخترت....
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
روی پیکر سری داشتی یادته؟
رگای حنجری داشتی یادته؟
.
من ی روز بابایی داشتم یادمه
تو ی روز دختری داشتی یادته؟
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
نغمه
.
می سوزونه دلمو نگاه خسته ی تو
لبای بسته ی تو سر شکسته ی تو
.
بشین آروم روی دامنم
بابایی بابایی بابایی
.
دیدی آخر در اومدم از
تنهایی تنهایی تنهایی
.
میشه تنهام نزاری ، پا رو اشکام نزاری
تو دیگه جام نزاری
بابای نازنینم
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
گریز درون گودال
.
بابا جون شنیدم توی گودال قتلگاه ،تا آخرین لحظه هم به یاد بچه هات بودی...
فرمود تا من زنده ام به خیمه هام حمله نکنید...
.
یعنی تا من زنده ام نکنه بچه هامو بزنید...
.
میدونم،از این جسارتها تو مدینه خاطره دادی...
.
میدونم هنوز عزادار مدینه بودی بابا...
.
گفتی مادرمو تو مدینه زدید...
.
پهلوشو شکستید...
.
لااقل دیگه بچه هامو نزنید
.
باباجون اجازه هست بازم برات درد دل کنم
بگم چطوری زدن؟؟؟؟؟
.
اجازه هست بگمکجای بدنم بیشتر درد میکنه
هر کی ناله داره بسم الله
.
هر کی میخاد یه لحظه دلش و ببر مدینه بسم الله
.
هر کی میخاد وسط روضه رقیه ،یه لحظه برای مادر پهلو شکسته هم گریه کنه....
.
شمع عمرم داره سو سو میزنه
منو هی دشمن بدخو میزنه
.
حرمله خبر داره که سیدم
لگداشو سمت پهلو میزنه
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
نغمه
.
سلام خانم خانوما دیر اومدم میدونم
گریه نکن عزیزم دیگه پیشت میمونم
.
بابایی فدات بشه چقدر کبود شدی
بابایی فدات بشه موهات سفید شده
.
دختر قشنگمو کیا کتک زدن
اینا واسه اینه که بابات شهید شده
.
حالا هم با سر اومدم
دست ندارم بغلت کنم خوشگل بابا
کاش میشد رو پام بشینی
منو ببخش اگر که نمیتونم خوشگل بابا
.
رو ندارم رو نداری
چشام سو نداره سو نداری
تو هم مثل من سوختی بمیرم مو ندارم مو نداری
.
های بابا های بابا ای بابا ...
.
سلام بابایی جونم ببخش اگه کلافه ام
موی منو سوزوندن نشد برات ببافم
الهی فدات بشم چقدر عوض شدی
.
جای چیه رو لبات که انقدر خونیه
بوی دود و خاکستر میاد گمون کنم
.
اینا همه کار خیر ندیده خولیه
.
.
.
من دختری یتیمم ؛ اگر میشود نزن
گر میزنی بزن ؛ ولی حرف بَد نزن
.
سیلی مگر چه داشت که دیگر نمیزنی
سیلی بزن به پهلوی من با لگد نزن
.
بابا اگه تا الآن زنده هستم مدیون عمه هستم
.
توی گودال قتلگاه وقتی سکینه اومدکنار بدن بی سر بابا
نگفت تشنمه
نگفت گرسنمه
نگفت دارن منو میزنند
.
صدا زد
یا اَبَتا اُنظُر عَلی عَمَّتیَ المَظروبَه
.
یعنی بابا ببین دارن عمه جانمو میزنند
.
اینجا هم این بچه یه درد دل دیگه کرد
.
وسط ازدحام و خنده ی شام
بغض تنهایی ام ترک میخورد
.
هر کجایی که گریه میکردم
عمه ام جای من کتک میخورد
.
توی تاریکی شب اولین چیزی که متوجه شد ،این بود که دستش به موهای سوخته سر بابا خورد،آخه این سر توی تنور خولی بوده...
.
بابا جون ،قربون موهای سوختت...
.
بعد یه نگاهی کرد دید پیشانی بابا زخمه
آخه تو شام وقتی این سر رو از محله یهودی ها عبور میدادند،سنگ بارانش کردند،از نیزه به زمین افتاده.
.
بعد یه نگاه کرد دید دندان بابا شکسته،لبهای بابا خونیه...
.
چرا؟؟یادش افتاد تو مجلس ،یزید،با چوب به لب و دندان باباش میزدند...
.
دیگه دیدند این بچه طاقت نداره
میدونی چی شد؟؟
.
تا این ریش و محاسن بابا رو کنار زد ،دستش به رگهای بریده رسید...
.
یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی
خَضَبكَ بِدِمائكَ؟
.
یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی
أَیتمنی علی صِغَر سِنّی؟
.
این لباهاش رو گذاشت رو صورت زخمی بابا...
.
اینقدر ناله زد
دیگه دیدند صدای این نازدانه به گوش نمیرسه...
حسین....
.
•┈┈••✾❀✿❀✾••┈┈•
.
اشعار پایانی
.
روی قبرم بنویسید که دور از وطنم
جای سِنّم بنویسید که پیر از مِحنم
.
بنویسید مرا عمه حلالم بکند
بنویسید نشد بوسه به دستش بزنم
.
صل الله علیک یا مظلوم؛یا اباعبدالله
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
.
نوحه زمینه
.
دختر شاه دینم زاده ی بهترینم
مثل زینب غیورم من غرور آفرینم
من قناری ی در شور و شینم
من برای پدر نور عینم
ماه تابان شبهای بابا
باب حاجات و باب الحسینم
من پناه عالمینم
نور چشمان حسینم
یا رقیه
******
من که زهرا مرامم تحت امر امامم
حیدری مذهب هستم فاتح شهر شامم
خطبه ی گریه ام آتشین بود
حرف اشکم فقط حرف دین بود
استواری من پای بابا
کار ایمان و صبر و یقین بود
سایه ای از بوترابم
کشته ی راه حجابم
یا رقیه
&&&&&&&&
حضرت رقیه (س)
لاله ی زهرا بگو ، یاسمنت در كجاست
ای سر غرقه به خون ، پس بدنت در كجاست
یا ابتا یا حسین
******
ای پسر فاطمه جرم و گناهم چه بود
دیده گشا و ببین صورت من شد كبود
یا ابتا یا حسین
******
رفتی و از زندگی سیر شدم ای پدر
از غم هجران تو پیر شدم ای پدر
یا ابتا یا حسین
@@@@@@
سنگین
هم نوای اشک و لاله شد دلم
خونجگر بهر سه ساله شد دلم
کودکی اما به معنا پیر عشق
گریه هایش در عمل تفسیر عشق
در خرابه شد سفیر کربلا
نطق گویای امیر کربلا
در دلش سوز و نوای عمه بود
گریه اش چون خطبه های عمه بود
چون دل شب یاد کرد از دلبرش
دلبرش ، غم پرورش ، تاج سرش
آنقَدَر زد ناله با حال بکا
که خرابه شد خودش کرببلا
داد شیطان از کف خود تاب نحس
کلب بوسفیان پرید از خواب نحس
نانجیبان حرامی آمدند
عده ای رومی و شامی آمدند
دید دختر بزم ، بزم دلبر است
یک سری در بین طشتی از زر است
تا که سر را دید از جان سیر شد
در همان لحظه چو عمه پیر شد
@@@@@@@@
یا حضرت رقیه
حاجات ما روا کن
درد همه دوا کن
قسمت به کربلا کن
مرضای ما شفا بده
ما رسان به کربلا
ما را رسان به شهدا
@@@@@@@
سنگین و واحد
یاحضرت رقیه
امشب به دامن من خورشید آرمیده
یا ماه آسمان ها در کلبه ام دمیده
دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست
کس روی دست دختر رأس پدر ندیده
از دل، چراغ گیرم از اشک، گل فشان
از دیده، اشک ریزم بابا ز ره رسیده
از بس که چون بزرگان بار فراق بردم
در سن خُردسالی سرو قدم خمیده
بابا چه شد که امشب با سر به ما زدی سر
جسمت کدام نقطه در خاک و خون طپیده
هم کتف من سیاه است، هم روی من کبود است
هم فرق من شکسته، هم گوش من دریده
داغم به دل نشسته آهم زسر گذشته
چشمم براه مانده اشکم به رخ چکیده
از بس پیاده رفتم پایم ز راه مانده
از بس گرسنه خفتم رنگم ز رخ پریده
تو رفع تشنگی کن از اشک دیدۀ من
من بوسه می ستانم از حنجر بریده
انگشت های عمّه بگرفته نقش گُلزخم
از بس نشسته و خار، از پای من کشیده
جسمم رود شبانه در خاک مخفیانه
یاد آورد ز زهرا دفن من شهیده
خفتم خموش و دادم بر بیت بیت (میثم)
صد محنت نگفته صد راز ناشنیده
@@@@@@@
یا حسین ثارالله
حسین اباعبدالله
قبله ام روی تو و خانه ی تو جای من است
یا حسین ورد زبان من و لب های من است
ردم از خویش نکردی و پناهم دادی
این همه لطف برازنده ی آقای من است
به تو بد کرده ام و باز امیدم این است
که حسین بن علی شافع فردای من است
کودکی بیش نبودم به تو وابسته شدم
به غلامی تو قبولم نکنی وای من است
مرده آرند به هر محفل تو زنده شود
مجلس روضه ی تو وادی سینای من است
تا سه بار از ته دل هر که سلامت گوید
بار سوم نشده،اشک به سیمای من است
همه ی دلخوشی من به تو و مادر توست
گریه کردن به شما لذت دنیای من است
مادرت خواست که غیر از تو به کس رو نزنم
این هم از مرحمت مادر مولای من است
@@@@@@
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده
پر کنم جام دلم را از سبوی کربلا
نه فقط من عاشق کرببلایم کز ازل
انبیا را هم به سر بود آرزوی کربلا
هر شب جمعه ملائک با طبق هایی ز نور
می زنند از آسمان ها پل به سوی کربلا
غرق اشک و زمزمه پهلو شکسته فاطمه
می نشیند تا سحر بر خاک کوی کربلا
در نماز عاشقی شرط طهارت لازم است
خون ثارالله شد آب وضوی کربلا
" کربلا یا کربلا " در شادی و غم ذکر ماست
بگذرد عمر دلم در گفتگوی کربلا
بوی سیب از تربت پاک حسین آید به جان
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربﻻ
&&&&&&&&&&
شور
سبک باز صدای چاووشی غم
سه ساله زهرات ، از نفس افتاد ، تو این خرابه ، کجایی بابا
چشام به راهه ، آروم نداره ، تا به خرابه ، بیایی بابا
از زمونی که رفتی تو بابا
میزنه دشمنت بی مهابا
وقتی باباجون من بیایی
میگم از دردِ ضرب لگدها
یا رقیه۳
******
خدا رو شکر که ، دعام اثر کرد ، بابایی آخر ، برگشتی
اما باباجون ، فدای زخمات ، پس چرا با سر ، برگشتی
کی سرت رو بریده باباجون
کرده این حالتت قلب و محزون
نیست یه جا که ببوسم بابایی
حتی لبهات شده پُرِ از خون
یا رقیه ۳
ابتا یا حسین 2
@@@@@@
شور
می سوزونه دلمو نگاه خسته ی تو
لبای بسته ی تو سر شکسته ی تو
بشین آروم روی دامنم ، بابایی بابایی بابایی
دیدی آخر در اومدم از ، تنهایی تنهایی تنهایی
میشه تنهام نزاری ، پا رو اشکام نزاری
تو دیگه جام نزاری
بابای نازنینم
******
زخمیه بال و پرم- کبوده چشم ترم
عمه فقط می دونه که سوخته موی سرم
تا که گفتم می خوام ببینم ، بابامو بابامو بابامو
زودی بستن با تازیونه ، لبهامو لبهامو لبهامو
میشه تنهام نزاری ، پا رو اشکام نزاری
تو دیگه جام نزاری
بابای نازنینم
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
همه رفتند و تنها مانده ام من
ز همراهان خود جا مانده ام من
به یاد کرخه و فاو و شلمچه
به یاد خاک گلگون حلبچه
یکی درد و یکی درمون پسنده
یکی وصل و یکی هجران پسنده
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسنده
گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت
.