.

رسم گلچينِ فلك گرچه همه يغما بود

ليك اين بار گلي چيد كه بي همتا بود

.

.

الا اي خواهرم ، در خاك رفتي

از اين دنياي غم ، غمناك رفتي

.

زدي آتـش به جان دوستداران

چو گل پاك آمدي و پاك رفتي

.

.

باورم نیست که دیگر نشـنوم آوای تو

یــا نبـینم روی مـاه و قامت رعـنـای تو

.

سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم

بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو

.

.

در باغ دلـم ، صـنوبري جان ميداد

در سيـنه من كبـوتري جان ميداد

.

در بستر درد بـا دلـي پــر ز امـيد

ديدم كه چگونه خواهرم جان ميداد

.

.

كجـايي خواهر غـم پرور من؟

عزيز خوب و از گل بهــتر من

.

هنوز هم با چنين ماتم نشيني

نميشه مُردن تو بــاور مــن

.

.

آفتــابي در جهـان تابيد و رفت

عمر كوتاهش جهان را ديد و رفت

.

دست گلچين فلك با دسـت جور

غنچه اميد ما را چيــــد و رفت

.

.

همي گريم كه خواهر در برم نيست

شـكـوه سـايه ي او بر سرم نيست

.

مـرا گـر دولـت عـالم ببـخـشـند

بـرابـر بـا نـگاه خــواهرم نيست

.

.

شـــد فصل بـــهار و شدم از غصه هلاك

دارم جگـــري كبـاب و چشمي نمنــاك

.

گلها همه سر ز خــــاك بيرون كـــردند

اِلّا گل مـــن كه ســــر فرو برده به خاك

.

.

نـازنـيـن خواهر گلعـذارم

طــاقــت دوريـت را ندارم

.

آتـش افكنده هجرت به جانم

كــي روي اي عـزيزم ز يادم

.

.

رنج بسيار كشـــيديم كــه بماني و نشد

باز بر شاخه گلي، نغمه بخـــواني و نشد

.

بهتريـن بلبل اين باغ تو بـودي و به عشق

همگي خـواسته بوديم كه بمـــاني و نشد

.

.

.